الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

238

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

عصاره بودن آن از چيزهايى است كه نطفه از آنها حاصل مىشود . السِّلّ : نوعى بيمارى است كه انسان را ضعيف و گوشت بدنش را از بين مىبرد . أَسَلَّه اللّهُ - جمله دعائيّه است و در سخن پيامبر ( ص ) آمده است كه فرموده : ( لا إسْلَالَ وَ لَا إغْلَالَ ) « 1 » . تَسَلسَلَ الشّىءُ : آن چيز لرزان و متحرك شد ، گويى كه معنى متردّد بودن و حيرانى از لفظش تصوّر مىشود . پس لفظ - تسلسل - مفهومش اضطراب است كه در شىء حكايت از برگشتن لفظش به معناى آن است . سِلْسِلة : زنجير ، كه از همين واژه است . خداى تعالى گويد : ( فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً - 32 / حامه ) و ( سَلاسِلَ وَ أَغْلالًا وَ سَعِيراً - 4 / انسان ) و ( وَ السَّلاسِلُ يُسْحَبُونَ - 71 / غافر ) ( وقتى كه زنجيرها به گردن دارند ، كشيده شوند ) . روايت شده است : ( يَا عَجَباً لِقَوْمٍ يُقَادُونَ إلَى الجَنَّة بِالسَّلَاسِلِ ) « 2 » . مَاء سَلْسَل : آبى كه در ظرف و محلّش حركت مىكند تا صاف شود شاعر گويد : أشْهَى إليّ من الرَّحيق السَّلْسَل « 3 » . و ( سَلْسَبِيلًا - 18 / انسان ) يعنى روان و لذيذ و گوارا كه در نوشيدن زود گذر است .

--> ( 1 ) لا اسلال و لا اغلال عبارتى از نامه‌اى است كه در صلح حديبيّه به دستور پيامبر ( ص ) نوشته شده و با اهالى مكّه صلح كردند . ابن فارس مىنويسد : الاغلال : الخيانة و - الاسلال : السّرفة : يعنى : خيانت و دزدى در محتواى پيمان نامه نيست و نبايد باشد ، جوهرى مىگويد : اسلال در معنى رشوه است و ابو عمر مىگويد : اسلال دزدى پنهانى است ، ابن سيده هم اسلال را رشوه و سرقت با هم مىداند ( مقائيس اللّغه 3 / 58 - لس 11 / 342 ) . ( 2 ) حديث فوق در مآخذ ديگر به صورت ( عجب ربّك من اقوام يقادون الى الجنّة بالسّلاسل ) شگفتا از مردمانى كه مسئوليّت اعمال نيك را با اكراه مىپذيرند و به سوى بهشت كشانده مىشوند ، در اين حديث شگفتى از اين است كه كار نيكشان پاداش دارد ولى چه بهتر كه آنها را خود برمىگزيدند و با رغبت انجام مىدادند تا بهشت به سوى آنها بيايد كه فرمود : ( وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ - 90 / شعراء ) پرهيزكاران را بهشت فراز آيد و با نزديك شدن دعوتشان مىنمايد . ( 3 ) شاعر ابو كبير است كه ياد جوانى را بر نوشيدنى سكرآور ترجيح مىدهد تمام بيت چنين است . ام لا سبيل الى الشّباب و ذكره * اشهى الى من الرّحيق السّلسل يعنى آيا راهى به سوى جوانى و ياد جوانى نيست كه براى من خاطره‌انگيزتر و محبوبتر از مى گوارا است .